لبیک یا خامنه ای لبیک یا حسین است
خبرگزاري فارس: رهبر معظم انقلاب درباره احكام حكومتي ولي فقيه معتقدند: اطاعت از دستورات حكومتى ولى امر مسلمين بر هر مكلفى ولو اينكه فقيه باشد، واجب است. و براى هيچكسى جايز نيست كه با متصدى امور ولايت به اين بهانه كه خودش شايستهتر است، مخالفت نمايد.

به گزارش خبرگزاري فارس آنچه در ادامه مي آيد بخشي از رساله اجوبة الاستفتائات رهبر معظم انقلاب است كه به موضوع ولايت فقيه و حكم حاكم اختصاص دارد. رهبر معظم انقلاب درباره لزوم تبعيت از احكام حكومتي ولي فقيه معتقدند: اطاعت از دستورات حكومتى ولى امر مسلمين بر هر مكلفى ولو اينكه فقيه باشد، واجب است. و براى هيچكسى جايز نيست كه با متصدى امور ولايت به اين بهانه كه خودش شايستهتر است، مخالفت نمايد.
* عقلي يا شرعي بودن اعتقاد به اصل ولايت فقيه
---------------------------------------------------------
سؤال : آيا اعتقاد به اصل ولايت فقيه از جهت مفهوم و مصداق يك امر عقلى است يا شرعى؟
جواب: ولايت فقيه كه عبارت است از حكومت فقيه عادل و دينشناس حكم شرعى تعبدى است كه مورد تأييد عقل نيز مى باشد، و در تعيين مصداق آن روش عقلايى وجود دارد كه در قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران بيان شده است.
* ولي فقيه و رسانههاي گروهي
---------------------------------------
سؤال: آيا رسانههاى گروهى در نظام حكومت اسلامى بايد تحت نظارت ولى فقيه يا حوزه هاى علميه و يا نهاد ديگرى باشند؟
جواب: اداره رسانه هاى گروهى بايد تحت امر و اشراف ولى امر مسلمين باشد و در جهت خدمت به اسلام و مسلمين و نشر معارف ارزشمند الهى به كار گمارده شود، و نيز در جهت پيشرفت فكرى جامعه اسلامى و حل مشكلات آن و اتحاد مسلمانان و گسترش اخوت و برادرى ميان مسلمين و امثال اينگونه امور از آن استفاده شود.
* ولايت فقيه و ارتداد
------------------------
سؤال: آيا كسى كه اعتقاد به ولايت مطلقه فقيه ندارد، مسلمان حقيقى محسوب مىشود؟
جواب: عدم اعتقاد به ولايت مطلقه فقيه، اعم از اينكه بر اثر اجتهاد باشد يا تقليد، در عصر غيبت حضرت حجت (ارواحنا فداه) موجب ارتداد و خروج از دين اسلام نمى شود.
* ولي فقيه و مصلحت و ضرورت
-----------------------------------
سؤال : آيا ولى فقيه ولايتى دارد كه بر اساس آن بتواند احكام دينى را به هر دليلى مانند مصلحت عمومى، نسخ نمايد؟
جواب: بعد از وفات پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله) امكان نسخ احكام دين اسلام وجود ندارد، و تغيير موضوع يا پيدايش حالت ضرورت و اضطرار يا وجود مانع موقتى براى اجراى حكم، نسخ محسوب نمى شود.
* وظيفه ما در برابر كسانى كه اعتقادى به ولايت فقيه ندارند
-------------------------------------------------------------------
سؤال : وظيفه ما در برابر كسانى كه اعتقادى به ولايت فقيه جز در امور حسبيه ندارند، با توجه به اينكه بعضى از نمايندگان آنان اين ديدگاه را ترويج مى كنند، چيست؟
جواب: ولايت فقيه در رهبرى جامعه اسلامى و اداره امور اجتماعى ملت اسلامى در هر عصر و زمان از اركان مذهب حقّه اثنىعشرى است كه ريشه در اصل امامت دارد، اگر كسى به نظر خود بر اساس استدلال و برهان به عدم لزوم اعتقاد به آن رسيده باشد، معذور است، ولى ترويج اختلاف و تفرقه بين مسلمانان براى او جايز نيست.
* آيا اطاعت از اوامر ولى فقيه براى همه مسلمانان واجب است
------------------------------------------------------------------------
سؤال : آيا اوامر ولى فقيه براى همه مسلمانان الزام آور است يا فقط مقلدين او ملزم به اطاعت هستند؟ آيا بر كسى كه مقلد مرجعى است كه اعتقاد به ولايت مطلقه فقيه ندارد، اطاعت از ولى فقيه واجب است يا خير؟
جواب: بر اساس مذهب شيعه همه مسلمانان بايد از اوامر ولايى ولى فقيه اطاعت نموده و تسليم امر و نهى او باشند، و اين حكم شامل فقهاى عظام هم مى شود، چه رسد به مقلدين آنان. به نظر ما التزام به ولايت فقيه قابل تفكيك از التزام به اسلام و ولايت ائمّه معصومين (عليهم السلام) نيست.
* چرايي و معناي مطلقه بودن ولايت فقيه
----------------------------------------------
سؤال : كلمه ولايت مطلقه در عصر پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله) به اين معنى استعمال شده است كه اگر رسول اكرم (صلى الله عليه وآله) شخصى را به انجام كارى امر كنند، انجام آن حتى اگر از سختترين كارها هم باشد بر آن فرد واجب است، به طور مثال اگر پيامبر (صلى الله عليه وآله) به كسى دستور خودكشى بدهند آن فرد بايد خود را به قتل برساند. سؤال اين است كه آيا ولايت فقيه در عصر ما با توجه به اين كه پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله) معصوم بودند و در اين زمان ولى معصوم وجود ندارد، به همان معناى عصر پيامبر (صلى الله عليه وآله) است؟
جواب: مراد از ولايت مطلقه فقيه جامعالشرايط اين است كه دين حنيف اسلام كه آخرين دين آسمانى است و تا روز قيامت استمرار دارد دين حكومت و اداره امور جامعه است، لذا همه طبقات جامعه اسلامى ناگزير از داشتن ولى امر و حاكم و رهبر هستند تا امت اسلامى را از شر دشمنان اسلام و مسلمين حفظ نمايد، و از نظام جامعه اسلامى پاسدارى نموده و عدالت را در آن برقرار و از ظلم و تعدّى قوى بر ضعيف جلوگيرى نمايد، و وسائل پيشرفت و شكوفايى فرهنگى، سياسى و اجتماعى را تأمين كند. اين كار در مرحله اجرا ممكن است با مطامع و منافع و آزادى بعضى از اشخاص منافات داشته باشد، حاكم مسلمانان پس از اين كه وظيفه خطير رهبرى را طبق موازين شرعى به عهده گرفت، بايد در هر مورد كه لازم بداند تصميمات مقتضى بر اساس فقه اسلامى اتخاذ كند و دستورات لازم را صادر نمايد. تصميمات و اختيارات ولى فقيه در مواردى كه مربوط به مصالح عمومى اسلام و مسلمين است، در صورت تعارض با اراده و اختيار آحاد مردم، بر اختيارات و تصميمات آحاد امّت مقدّم و حاكم است، و اين توضيح مختصرى درباره ولايت مطلقه است.
* دائم يا موقت بودن اوامر و احكام حكومتى ولي فقيه
-----------------------------------------------------------
سؤال : آيا همانگونه كه بقا بر تقليد از ميّت بنا بر فتواى فقها بايد با اجازه مجتهد زنده باشد، اوامر و احكام شرعى حكومتى هم كه از رهبر متوفّى صادر شده است، براى استمرار و نافذ بودن احتياج به اذن رهبر زنده دارد يا اينكه بدون اذن رهبر زنده هم خود به خود از قابليت اجرايى برخوردار است؟
جواب: احكام ولايى و انتصابات صادره از طرف ولى امر مسلمين اگر هنگام صدور، موقت نباشد، همچنان استمرار دارد و نافذ خواهد بود، مگر اينكه ولى امر جديد مصلحتى در نقض آنها ببيند و آنها را نقض كند.
* لزوم اطاعت همگان از دستورات حكومتي ولي فقيه
------------------------------------------------------------
سؤال : آيا بر فقيهى كه در كشور جمهورى اسلامى ايران زندگى مى كند و اعتقادى به ولايت مطلقه فقيه ندارد، اطاعت از دستورات ولى فقيه واجب است؟ و اگر با ولى فقيه مخالفت نمايد فاسق محسوب مى شود؟ و در صورتى كه فقيهى اعتقاد به ولايت مطلقه فقيه دارد ولى خود را از او شايستهتر به مقام ولايت مى داند، اگر با اوامر فقيهى كه متصدى مقام ولايت امر است مخالفت نمايد، فاسق است؟
جواب: اطاعت از دستورات حكومتى ولى امر مسلمين بر هر مكلفى ولو اينكه فقيه باشد، واجب است. و براى هيچكسى جايز نيست كه با متصدى امور ولايت به اين بهانه كه خودش شايستهتر است، مخالفت نمايد. اين در صورتى است كه متصدى منصب ولايت از راههاى قانونى شناخته شده به مقام ولايت رسيده باشد. ولى در غير اين صورت، مسئله به طور كلى تفاوت خواهد كرد.
* ولي فقيه و اجراي حدود
------------------------------
سؤال : آيا مجتهد جامع الشرايط در عصر غيبت ولايت بر اجراى حدود دارد؟
جواب: اجراى حدود در زمان غيبت هم واجب است و ولايت بر آن اختصاص به ولى امر مسلمين دارد.
* ولايت فقيه، مسئلهاي تقليدى يا اعتقادى
------------------------------------------------
سؤال : آيا ولايت فقيه يك مسئله تقليدى است يا اعتقادى؟ و كسى كه به آن اعتقاد ندارد چه حكمى دارد؟
جواب: ولايت فقيه از شئون ولايت و امامت است كه از اصول مذهب مى باشد. با اين تفاوت كه احكام مربوط به ولايت فقيه مانند ساير احكام فقهى از ادّله شرعى استنباط مى شوند و كسى كه به نظر خود بر اساس استدلال و برهان به عدم پذيرش ولايت فقيه رسيده، معذور است. خبرگذاری فارس
/ بازخواني نظر آيتالله جوادي آملي درباره احكام حكومتي؛
خبرگزاري فارس: آيتالله جوادي آملي تأكيد ميكند: نقض حكم حكومتي، حتي بر فقيهان هم حرام است و عمل به آن نيز واجب است، حتي بر مجتهدان و فقيهان و مراجع تقليد.

به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس، آيتالله جوادي آملي فيلسوف، فقيه، مفسّر قرآن و از مراجع تقليد كشورمان در بخش پاسخ به پرسشهاي كتاب "ولايت فقيه؛ ولايت فقاهت و عدالت " در پاسخ به اين پرسش كه: "آيا بر فقيهان واجب است كه از ولي فقيه تبعيت كنند؟ آيا حق مخالفت و نقض حكم والي را دارند؟ " مينويسد: فقيه جامع الشرايط، سه كار رسمي دارد; يك كارش "افتاء " است كه پس از دادن فتوا، عمل به آن فتوا، بر خودش و بر مقلدانش واجب است، ولي نسبت به فقيهان ديگر اعتباري ندارد؛ زيرا مجتهد حق ندارد از مجتهد ديگر تقليد كند. كار ديگر فقيه جامع الشرايط، "قضاء " است كه بر كرسي قضا مينشيند و بين متخاصمين كه هردو طرف شخصيتحقيقياند يا شخصيتحقوقي يا آنكه يك طرف حقيقي است و طرف ديگر حقوقي، بر اساس ايمان و بيّنات، حكم الهي را صادر مينمايد كه نقض اين حكم، بر خود او و بر متخاصمين و بر هركس ديگر حتي فقيهان حرام است و عمل به آن نيز واجب است، حتي بر مجتهدان و فقيهان و مراجع تقليد.
وظيفه سوم فقيه جامع الشرايط، "ولايت " امت اسلامي و صدور احكام ولايي است. اگر والي اسلامي حكم ولايي كند به اينكه مثلاً رابطه ايران اسلامي با اسرائيل بايد قطع شود، يا رابطه با آمريكا كه دشمن اسلام و رأس استكبار جهاني و حامي اسرائيل است، بايد قطع شود، يا رابطه با فلان كشورها بايد برقرار شود، يا در كشور چنين اموري بايد رعايت گردد، عمل به اين احكام بر مردم و بر خود والي و بر فقيهان و مجتهدان ديگر واجب است و هيچكس حتي خود والي حق نقض اين حكم را ندارد زيرا حاكم اسلامي فقط مجري احكام است و او نيز مانند همگان مشمول قانون الهي و تابع محض آن ميباشد و ديگر فقيهان نيز چنين ميباشند و بايد از اين حكم الهي كه توسط والي انشا شده است، پيروي و تبعيت كنند; مگر آنكه در فرض نادر، يقين وجداني به اشتباه بودن حكم فقيه حاصل شود. البته شك داشتن در درستي حكم فقيه يا گمان داشتن به اشتباه بودنش، نميتواند مجوز عدم پيروي باشد بلكه فقط يقين وجداني چنين است نه غير آن.
اين مطلب، شامل فقيهاني كه به ولايت فقيه معتقد نيستند و مقلدان آنان نيز ميشود، زيرا فقيهاني كه در ولايت فقيه اختلاف نظر دارند و مثلاً "مقبوله عمربن حنظله " و "مشهوره ابيخديجه " را براي ولايت فقيه كافي نميدانند، از نظر حسبه ميپذيرند كه اگر مردم يك كشور حاضر شدهاند كه حكومت را بر اساس اسلام اداره كنند، اين يك امر زمينماندهاي است كه بر همگان و خصوصاً بر فقيهان واجب كفايي است كه تصدي آن را بهعهده بگيرند و اگر يك فقيه واجد شرايط رهبري، تصدي آن را بهعهده گرفته و امت اسلامي نيز او را قبول دارند، در اين حال، مخالفت با احكام اين حاكم و تضعيف او جايز نيست و كسي نميتواند بگويد من چون ولايت فقيه را قبول ندارم، ميتوانم از هر قانون كشور اسلامي سرپيچي كنم و قوانين و مقررات آن را رعايت نكنم. خبرگذاری فارس
خبرگزاري فارس: عضو مجلس خبرگان رهبري با اشاره به جايگاه ولايت فقيه گفت: حكم نايب امام زمان(عج) واجب الاطاعه است.

به گزارش خبرگزاري فارس از جنوب استان تهران، آيتالله ابوالقاسم خزعلي در همايش تجليل از نخبگان و فرهيختگان برتر حوزه علميه قائم عجّل الله تعالي فرجه الشريف با اشاره به واجب الاطاعه بودن حكم نايب امام زمان اظهار داشت: زماني كه نايب امام زمان عجّل الله تعالي فرجه الشريف حكم داد، اجراي آن بر فقيه اعلم هم واجب است و در همين راستا آيتالله العظمي گلپايگاني به رهبر انقلاب اظهار كردند كه: من هر حكمي را كه شما بدهيد، واجب ميدانم. و بايد گفت زماني كه حكم حكومتي صادر شود، اطاعت از آن بر فقيه اعلم نيز واجب است.
عضو مجلس خبرگان رهبري با اشاره به توطئههاي دشمنان نظام گفت: بعد از پيروزي شكوهمند انقلاب، جمهوري اسلامي ايران پايهگذاري شد و بيداري به كشورهاي اسلامي رسيد و در حال حاضر با توجه به اينكه آمريكا و غرب نميتوانند كاري را پيش ببرد ولي ما بايد تلاش كنيم و در راستاي فرامين مقام معظم رهبري و گوش به فرمان ايشان با آنها مقابله كنيم.
وي ادامه داد: فراماسونرها و دشمنان انقلاب به دنبال ضربه زدن به اين نظام هستند و در جريان فتنه سال 88 كه ازسوي سه دشمن ديرينه ملت ايران هدايت ميشود، فعاليت آنها به درجه اعلي رسيد و هدف آنها ضربه زدن به اصل انقلاب بود اما با درايت ولي فقيه اين ضربه دشمن نيز بر خودشان فرود آمد و فتنه آنها خنثي شد.
خزعلي با اشاره به ويژگيهاي مقام معظم رهبري تاكيد كرد: هنگامي كه 20 سال پيش در دور چهارم مجلس خبرگان، آيتالله خامنهاي را به رهبري انتخاب كرديم ايشان فردي زبده بود اما معظمله هرسال نسبت به سال قبل زبدهتر ميشود.
عضو مجلس خبرگان رهبري گفت: امروزه ما از زبان آيتالله مصباح كه مطهري دوم است ميشنويم كه ميفرمايد: «محال است امروز مانند رهبري كسي پيدا شود».
وي در ادامه با بيان اينكه دشمن غافل نيست، ماسونيها در امور مختلف دخالت ميكنند و از هيچكاري براي ضربه زدن به نظام دريغ نميكنند، عنوان كرد: جريان مخالف دستبردار نيست و فعاليت گستردهاي براي رسيدن به هدفش انجام ميدهد.
خزعلي بيان داشت: ملت ايران در عصري زندگي ميكند كه فقيهي عالم مانند حضرت امام(ره) در مقابل حكومت شاهنشاهي ايستاد و حكومت آمريكايي پهلوي را به زبالهدان تاريخ سپرد و در ادامه خلف صالحش در برهههاي مختلف توطئههاي دشمنان نظام را خنثي و انقلاب اسلامي را سربلندتر از گذشته به جلو هدايت ميكند.
عضو مجلس خبرگان رهبري با بيان اينكه پيروزي مسلمانان بر حكومتهاي تحت سلطه آمريكا و رژيم صهيونيستي نزديك است، تاكيد كرد: بيداري ملتهاي مسلمان كشورهاي منطقه و شمال آفريقا نشأت گرفته از انقلاب اسلامي ايران است و ديري نميگذرد كه ملتهاي مسلمان بر استكبار جهاني پيروز ميشوند.
خزعلي در پايان با تاكيد بر اينكه دشمنان غافل ننشستهاند و ميخواهند مكتب ايران اسلامي را كه روحانيت شيعه پايهگذار آن بود، از بين ببرند، تصريح كرد: امروز وظيفه روحانيت و طلاب است كه با تلاش و كوشش قدردان انقلاب اسلامي باشند و در زمينه كسب معارف اسلامي بكوشند. خبرگذاری فارس
خبرگزاري فارس: عضو مجلس خبرگان رهبري مطرح كردن مفاهيمي را كه برخاسته از اسلام نيست يا احياناً مخالف اسلام هم باشد، با هر نيتي از سوي گوينده آن خيانت دانست و گفت: خيانت يعني تغيير در برخي اصول؛ مثلاً اينكه بهجاي اسلام، ايران را مطرح كنيم.

آيتالله محمدتقي مصباح يزدي صبح امروز در همايش تجليل از مربيان و اساتيد حوزه آموزش سپاه پاسداران كه به مناسبت 12 ارديبهشت سالروز شهادت شهيد مطهري در محل نمايندگي ولي فقيه در سپاه برگزار شد، با اشاره به ماهيت برخي واژهها و اصطلاحات در ادبيات پيش و پس از انقلاب گفت: براي مثال ما در پيش از انقلاب با دو واژه عرصه سياسي و عرصه ديني مواجه بوديم كه همين كلمات به نوعي القا كننده دين از سياست بود و براي مثال در جامعه اگر يك روحاني را سياسي ميدانستند، اين يك ضد ارزش محسوب ميشد.
آيتالله مصباح يزدي ادامه داد: اما به بركت امام و تربيت شدگان مكتب او مانند شهيد مطهري اين ادبيات بعد از انقلاب تغيير كرد و امروز ديگر آن فرمايش مرحوم مدرس كه فرمود سياست ما عين ديانت ماست، كمابيش در جامعه پذيرفته شده است.
وي ادامه داد: يكي ديگر از اين واژهها كه در ادبيات ما رايج است، كلمه اصولگرا است كه يك مفهوم ديني و يا سياسي دارد و ما شاهد بوديم اين اواخر حتي برخي به همين واژه اصولگرايي هم حمله كردند و به آن انتقاد داشتند و اين يعني اصولگرايي يك شعار سياسي است چرا كه خاصيت شعارها و ادبيات سياست تحول و تغيير است. اما ما در مفهوم ديني اين موارد را نداريم.
آيتالله مصباح يزدي ادامه داد: وقتي دين و سياست ما يكي شد، گاهي شعارهاي ديني و سياسي نيز با هم قاطي شده و مشكلزا ميشوند و برخي فكر ميكنند همانطور كه ميشود شعارهاي سياسي را تغيير داد و يا به آن انتقاد كرد، پس اين امر در خصوص شعارهاي ديني هم قابل تأمين خواهد بود.
عضو مجلس خبرگان رهبري افزود: از ابتداي تشكيل حكومت اسلامي در ايران واژه ولايت فقيه به عنوان يك مهر و آرم اين حكومت شناخته شد اما بايد ببينيم كه آيا ولايت فقيه هم مانند ديگر شعار احزاب و گروهها يك شعار سياسي است يا يك مفهوم ديني احيا شده.
وي خاطرنشان كرد: ولايت فقيه در اصل دين ما بود و يك شعار سياسي نيست و مفهومي است كه معارف ديني ما آنرا پروراندهاند و از آنجا كه نظام ما يك نظام ديني است بنابراين مفهوم ولايت فقيه را محترم ميشمارند اما متاسفانه بسياري از اشخاص با ولايت فقيه مانند يك شعار سياسي معامله ميكنند كه گويي توسط مردم خواسته شده و در قانون آمده و ميتوان آن را عوض كرد.
اين استاد برجسته حوزه افزود: در ولايت فقيه يك مفهوم ديني است و مثلا با يك شعار سياسي مثل مرگ بر آمريكا تفاوت دارد و اعتبار آن نيز به پذيرفتن مردم نيست بلكه اعتباري است كه دين آنرا ايجاب ميكند كه در اين جا منظور مذهب تشيع است.
آيتالله مصباح يزدي با تاكيد بر اينكه اطاعت و تبعيت محض بايد از خداوند متعال باشد، گفت اما خداوند ما را به تبعيت از برخي افراد ديگر مانند پدر و مادر و يا پيامبر امر كرده كه البته اينها در عرض خدا قرار نميگيرند بلكه اين اطاعتها در طول اطاعت خداوند است و اطاعت از آنها از آن جهت واجب است كه خدا ما را به آن امر كرده است.
وي با بيان اينكه بعد از پيامبر و ائمه طاهرين اطاعت از ولي فقيه واجب ميشود، گفت: اين اطاعت از ولي فقيه نيز در طول اطاعت از امام و پيغمبري است كه از خدا اطاعت ميكنند.
عضو مجلس خبرگان رهبري با بيان اينكه منبع اعتبار حكم،قانون و تشريع فقط خداوند متعال است، گفت: اطاعت از ولي فقيه نيز به خاطر حكم خداست نه اينكه مردم آن را خواسته باشند كه احيانا در زماني بخواهند آن را عوض كنند.
آيتالله مصباح يزدي افزود: اين اطاعت از ولي فقيه تنها به دوران غيبت محدود نميشود چراكه اصل ولايت فقيه مربوط به زمان امام صادق است كه ايشان فرمودند اگر ما به شما دسترسي نداشته باشيم چه بكنيم كه امام فرمود از ولي فقيه اطاعت كنيد.
وي ادامه داد: اين به آن معناست كه حتي در زمان امام معصوم نيز اگر مردم به واسطه مكاني كه در آن حضور دارند به امام دسترسي ندارند بايد از فقيه عادل كه حكم او حكم امام است، تبعيت كنند و اين ربطي به مسائل سياسي ندارد كه مثلا با راي مردم اين امر صورت بگيرد و يا در قانون اساسي بيايد. مگر اطاعت از خدا بايد در قانون اساسي باشد؟
اين استاد حوزه با تاكيد بر اينكه اگر خداي ناكرده روزي ولايت فقيه از قانون حذف شد، باز هم اعتبار خود را از دست نخواهد داد، يادآوري كرد: متاسفانه در دوران گذشته و رياست جمهوريهاي سابق برخي گفتند كه ما چون ولايت فقيه در قانون اساسي است، آن را قبول داريم و اين يعني اينكه ما ناچاريم ولي فقيه را قبول داشته باشيم. و متاسفانه برخي مسئولين درجه يك كشور در گذشته اين حرفها را ميزدند.
آيتالله مصباح يزدي تصريح كرد: البته امروز هم خيليها در دلشان همين است هر چند ميگويند ما ولايت فقيه را قبول داريم اما ته موضوع را كه نگاه ميكنيم ميبينيم چيز ديگري است.
وي ادامه داد: آن ولايت فقيه كه ما ميگوييم، اعتبار قانون اساسي از آن است، همانطور كه حضرت امام فرمودند؛ رئيس جمهور منتخب مردم اگر از طرف ولي فقيه منصوب نشود طاغوت بوده واطاعت از او حرام است.
اين استاد حوزه به ذكر يك مثال پرداخت و گفت: مثلا مردم يك محلي قرارداد ميكنند و يك نفر را برميگزينند تا مثلا رئيس آن جمع باشد كه البته اين عيبي هم ندارد اما اين مسئله وجود شرعي ندارد در حكومت اسلامي نيز بايد بدانيم كه اعتبار حكومت اسلامي با بقيه حكومتها متفاوت است و اينجا بود كه امام فرمود حكم دولت اسلامي و اطاعت از آن شرعا واجب است و منظور امام اين نبود كه اين وجود و شرعي بودن به خاطر راي مردم باشد. بلكه مشروعيت آن به واسطه انتسابش از طرف ولي فقيهي است كه خود او منسوب امام زمان است.
آيتالله مصباح يزدي با بيان اينكه در كشور ما اطاعت از حكم حكومتي و مقررات مجلس شوراي اسلامي مثل واجبات شرعي واجب است، افزود: اگر اين فرهنگ ترويج شد بسياري از اقدامات نيروي انتظامي و يا دادگاهها خود به خود حل ميشود اما متاسفانه ما هنوز به اين عينيت نرسيدهايم كه قوانين حكومت اسلامي را واجب بدانيم.
عضو مجلس خبرگان رهبري با بيان اينكه شعار ولايت فقيه يك شعار ديني است نه يك شعار سياسي، ولايت فقيه را عمود خيمه انقلاب دانست وافزود: اين انقلاب براي اطاعت از خدا و احياي ارزشهاي ديني و احكام خدا برپا شد البته نه اينكه همه كساني كه در اين انقلاب نقش داشتند، اين طور باشد. اما در همه دنيا سبقه انقلاب ما را اسلامي ميدانند.
اين استاد حوزه با بيان اينكه اسلاميت اين انقلاب در بعد قانونگذاري با شوراي نگهبان و در بعد اجرايي با ولي فقيه تعيين ميشود، افزود: اگر اينها را يك شعار سياسي تلقي كنيم، در حقيقت آن را ضعيف كردهايم و زمينهاي فراهم ميشود كه كم كم كساني تصور كنند كه در ايران دو رقيب وجود دارد يكي ولي فقيه و يكي فرد ديگري.
آيتالله مصباح يزدي با تاكيد بر اينكه ما بايد اين فرهنگ را كه ولايت فقيه يك شعار ديني است نه سياسي، در جامعه ترويج كنيم، گفت: ما در گذشته يكي از اقمار دست چندم و نوكر آمريكا در منطقه بوديم اما اين استقلال امروز مديون انقلاب اسلامي است و در وصيتنامه شهدا هم به غير از اهميت اسلام و انقلاب چيز ديگري نميبينيم.
وي با بيان اينكه روح انقلاب به اسلام و قوام اجراييش به ولايت فقيه است، گفت: بنابر اين هر قدم براي تقويت ولايت فقيه برداشته شود، يا براي پايبندي مردم به ارزشها تلاش شود اين انقلاب را شكوفاتر كرده و بزرگترين خدمت به انقلاب خواهد بود و بزرگترين خيانت نيز عمل كردن در عكس اين مسير است.
اين استاد حوزه با بيان اينكه بايد امروز بر اساس همين محك خدمت و خيانت را بشناسيم، گفت: خيانت يعني تغيير در برخي اصول. مثلا اينكه به جاي اسلام ايران را مطرح كنيم. اينها مسائل ريشهاي است و مطرح كردن اين مسائل جريان انقلاب را تضعيف ميكند؛ آنهم زماني كه كشورهاي منطقه به بيداري اسلامي رسيده و ميخواهند از انقلاب ما الگوگيري كنند و حالا ما بياييم بگوييم انقلاب ما يك انقلاب ايراني بود.
آيتالله مصباح يزدي با تاكيد بر اينكه گوينده اين حرف با هر نيت و از هر كجا الهام گرفته باشد، خيانت كرده و ما بايد خدمت وخيانت را از هم تشخيص دهيم و اينها ربطي به نيت افراد ندارد و بدانيد هر سخني اگر در جهت تضعيف ارزشها باشد، خيانت است.
وي همچنين مطرح كردن مفاهيمي كه برخاسته از اسلام نيست و يا احيانا مخالف اسلام هم باشد، را با هر نيتي از سوي گوينده آن خيانت دانست و گفت: اگر امروز شهيد مطهري زنده بود بزرگترين هم و غمش مبارزه با اين سهلانگاريها و تساهل و تسامحها در رفتارها و شعارها بود. خبرگذاری فارس
اگر ولی فقیه معصوم نیست، اطاعت بی چون و چرا از وی چه توجیهی دارد؟
روشن است در میان معتقدان به ولایت فقیه هیچ کس معتقد به عصمت ولی فقیه نبوده و حتی چنین ادعایی نکرده است، زیرا ما معتقدیم فقط پیامبران، حضرت زهرا و امامان صلوات الله علیهم اجمعین معصومند.
اکنون سوال این است: با توجه به عدم عصمت ولی فقیه و احتمال خطا و اشتباه در او، آیا این احتمال مانع اطاعت از وی می گردد؟
به نظر می آید چنین ملازمه ای وجود ندارد یعنی چنان نیست که اگر کسی معصوم نبود، اطاعت از او لازم نباشد. اگر به سیره ی عملی شیعیان توجه کنیم، می یابیم آنها بی چون و چرا از مراجع، تقلید می کرده اند و به فتوای آنان عمل می نموده اند، در حالی که هیچ کس معتقد به عصمت مراجع نبوده، بلکه با تغییر فتوای مرجع می فهمیدند نه تنها او عصمت ندارد، که قطعا اشتباه هم کرده است، زیرا یا فتوای پیشین او خطا بوده و یا فتوای جدیدش. همچنین از اختلاف فتاوای مراجع معلوم می شود بعضی از آنان دچار خطای در فتوا شده اند، ولی با این حال هیچ کس اندک تردیدی در وجوب تقلید از مراجع ندارد.
حال به سوال مورد نظر خود بپردازیم. آیا احتمال خطا در ولی فقیه، موجب عدم اطاعت از او می شود؟
ضرورت اطاعت از حاکم یکی از دو رکن حکومت
شکی نیست که هر جامعه ای نیازمند حکومت است و قوام حکومت به دو امر است. یکی حق حاکمیت، یعنی کسانی حق داشته باشند دستور بدهند و فرمان صادر کنند؛ و دیگری ضرورت اطاعت و فرمانبرداری. اگر یکی از این دو تحقق نیابد، حکومتی به وجود نمی آید. حال اگر احتمال خطا، مجوز سرپیچی از دستور حاکم باشد، چون این احتمال هیچ گاه منتفی نیست، اطاعت از حاکم هیچ گاه تحقق نخواهد یافت و یک رکن حکومت محقق نخواهد شد، پس حکومت از بین خواهد رفت.
اگر به روش خردمندان در زندگی توجه کنیم، می یابیم آنان در مواردی اطاعت را ضروری می دانند، گرچه دستور دهنده را معصوم نمی دانند. فرض کنید فرماندهی در جنگ به سربازان خود دستوری بدهد؛ اگر سربازان بخواهند به استناد اینکه احتمال دارد فرمانده خطا کند، از دستورش سر پیچی نمایند، آیا کار جنگ سامان خواهد گرفت؟ آیا اقدام و حرکتی صورت می گیرد؟ آیا شکست این گروه حتمی نیست؟ پس تبعیت نکردن چنان زیانی دارد که با ضرر ناشی از پیروی از دستور اشتباه قابل مقایسه نیست. به عبارت دیگر اطاعت از فرمانده چنان منافعی دارد که با ضرر اندک ناشی از پیروی یک مورد دستور اشتباه قابل مقایسه نیست. همچنین زمانی که به پزشک متخصص مراجعه می کنید، آیا احتمال خطا در تشخیص او می دهید؟ با وجود چنین احتمالی از مراجعه به پزشک چشم نمی پوشید.
اطاعت نکردن از حاکم موجب هرج و مرج و اختلاف نظام جامعه می گردد. ضرر ناشی از این هرج و مرج بسیار بیشتر از ضرری است که گاه در اثر اطاعت از یک دستور اشتباه به جامعه وارد می شود.
در تمام موارد مذکور روش خردمندان اعتنا نکردن به احتمالات ضعیف به هنگام عمل است. حال اگر به خصوصیات ولی فقیه توجه کنیم و در نظر داشته باشیم که حاکم اسلامی همیشه در هر کاری با صاحبنظران و متخصصان مشورت می کند و بعد تصمیم می گیرد و مردم هم وظیفه دارند از خیر خواهی و مصلحت اندیشی برای حاکم شرعی مضایقه نکنند، احتمال خطا تا حد بسیاری کاهش می یابد و دیگر معقول نیست از دستور های او سرپیچی کنیم.
انگیزه طرح مساله معصوم نبودن ولی فقیه
در پایان باید گفت اشکال عدم عصمت درباره ی هر حاکم و رئیس در هر حکومتی وارد است، ولی اگر این اشکال در مورد ولایت فقیه مطرح می گردد و در مورد نظام های دیگر این اشکال مطرح نمی شود، ما را به این برداشت رهنمون می شود که غرض مطرح کنندگان از طرح این گونه اشکالات شکستن قداست رهبری نظام اسلامی است، زیرا قداست رهبر در موارد بسیاری سد راه دشمنان و بر هم زننده ی نقشه ی آنان بوده است. اگر با یک فرمان امام راحل(ره) حصر آبادان شکسته شد، به علت این بود که به ذهن هیچیک از رزمندگان خطور نکرده بود که مخالفت با امر ایشان جایز است یا نه.
چون در اثر این قداست و لزوم اطاعت، دشمنان به ناکامی رسیده اند، این اشکالات طرح می شود. پس توجه داشته باشیم همه ی اشکالات برای دریافت جواب حق مطرح نمی گردد، بلکه انگیزه ی این اشکال تراشی امور دیگری است. منبع: فاطمیون قم
یا زهرا
آقای خامنه ای سلام ...