پاسخ نظر دهنده ...
ابتدا باید عرض نمود: آیا همه احکام و وظایف دینی اسلامی در قرآن آمده است؟ ایا کیفیت نماز خواندن در قرآن بیان شده ؟ ایا کیفیت زکات و ... در قرآن موجود می باشد؟ و... نکته دیگر اینکه حدیث ثقلین که یکی از حدیثهای متواتر پیامبر اسلام است اشاره به چه مطلبی دارد؟ ایا چنین نیست ثقلین اشاره به دو ثقل گرابها دارد، حال تکیه واصرار بر یک ثقل از دوثقل مورد نظر پیامبر آیا واقعا نشان از تبعیت و پیروی از پیامبر اکرم(ص) می باشد؟
پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله) بر مشروعیت اطاعت از سنت خود و پیروی از تبیین و تفسیرش از قرآن در همه اعصار تأکید کرده و وقوع تخلف در این امر را پیشبینی نموده و امت را از این تخلف و نافرمانی بر حذر داشته است. در این زمینه احادیثی با سندهای متعدد از پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله) نقل شده از جمله، این حدیث صحیح السند که میگوید: «لا أعرِفَنَّ الرّجلَ یأتیه الأمر مِن أمری، امّا أمرتُ به و إمّا نَهیتُ عَنْهُ فیقولُ: ما نَدْری ما هذا، عندنا کتابَ الله لَیس هذا فیه؛
نشناسم(کنایه از این که نباید چنین امری رخ دهد) مردی را که امری از من به وی رسد که یا به آن دستور داده و یا از آن نهی کرده باشم، پس بگوید: نمیدانم این چیست! نزد ما کتاب خداست در آن این امر به چشم نمیخورد[پس ملزم به اطاعت آن نیستیم].” (1)
خداوند در این پیروی و اطاعت از پیامبر اکرم (ص)، تفاوتی بین دستورها و تبیینهای رسولش نگذاشته است و هیچ مرزبندی در قرآن و روایات در این مورد، بین امور اعتقادی و غیراعتقادی فرعی نیست. از این رو کسی نمیتواند بهانه کند یا عذر بیاورد و بگوید: چون فلان مسأله جزو اعتقادات است(مثلاً مسأله امامت که یکی از ارکان مذهب شیعه است) باید در قرآن به صورت نص بیان میشد. به هر حال اطلاق پیروی از رسول خدا و تأکید فراوان بر آن مرزبندی را در هم میشکند؛ بلکه بعید است آن همه آیات و روایات در پیروی مطلق از رسول مکرّم اسلام(صلی الله علیه و آله) تنها در مورد پیروی از احکام فرعی باشد؛ چون برای هر کس روشن است که هرگز نمیتوان تنها با قرآن به دستورهای خدا در احکام فرعی، عمل کرد؛ چون قرآن جزئیات آنها را نگفته و نیازی هم به این همه تأکید ندارد.
کوتاه سخن آنکه خداوند نام ائمه اهل بیت را به صورت صریح در قرآن نیاورده و با بیان مفاهیم کلی تبیین آیات درباره مقام ولایت، عصمت و … اهل بیت را به عهده پیامبرش نهاده تا یکی از راههای آزمون این امت هموار شود و جوهره ایمان آنان در فرمانبرداری یا نافرمانی از پیامبر خدا، آشکار گردد. پیامبر خدا نیز بدون هیچ مدارا و کوتاهی آن را به انجام رسانده است.
پاسخ سوال اول:
اما د ر پاسخ به این سوال که چرا نام امام زمان (عج) در قرآن نیامده است تا هیچ ابهامی در وجودش باقی نماند ؟
می توان بیان داشت که: قرآن کریم برای معرفی شخصیتهای الهی از سه راه وارد می شود ، و در هر موردی طبق مصالحی از شیوه خاصی پیروی می کند. گاهی معرفی با اسم ، گاهی معرفی با عدد ، و گاهی نیز معرفی با صفت.
اگر نام حضرت مهدی (علیه السلام)در قرآن نیست ، ولی صفات و خصوصیات حکومت او در قرآن وارد شده است.
اصولا قرآن در معرفی افراد ، مصالح عالی را در نظر می گیرد . گاهی مصالح ایجاب می کند تنها به صفات افراد بپردازد ، چنان که درباره حضرت مهدی علیه السلام جریان از این قرار است که :
اولا : تشکیل چنین حکومتی ، در مواردی صریحا و در موارد دیگر به طور اشاره در قرآن وارد شده است. آیاتی که در سوره توبه و صف از انتشار و گسترش اسلام در سطح جهانی نوید می دهد ، مانند : « تا آن را بر همه ادیان پیروز سازد » ، اشاره به تشکیل این حکومت است. زیرا مفسران گویند : مضمون این آیه را که پیشگویی از گسترش فراگیر و همه جانبه اسلام در سطح جهان است ، هنوز تحقق نپذیرفته است.
از این گذشته ، در آیه 106 سوره انبیاء می فرماید : ما پس از ذکر در زبور نوشتیم که بندگان شایسته من ، وارث زمین خواهند بود . آیه شریفه نوید می دهد که صالحان ، وارثان زمین خواهند بود و حکومت جهان را به دست خواهند گرفت . و به اتفاق تاریخ بشر ، هنوز این وعده الهی تحقق نپذیرفته است.
ثانیا : اگر نام اصلی امام زمان علیه السلام را نبرده ، به خاطر مصلحتی است که برای اهل فضل و درک مخفی نمی باشد ، زیرا به همان علت که نام امام علی علیه السلام را نبرده ، نام آن حضرت را نیز ذکر ننموده است. اگر نام این پیشوایان گرامی را می برد ، کینه های دیرینه بدر و احد و حنین بار دیگر زنده می شد ، ولذا مطلب را به صورت کلی مطرح کرده و فرموده است : بندگان شایسته من ، وارث زمین خواهند بود. نام بردن از گذشتگان ، مانند لقمان و ذی القرنین ، قابل قیاس با افراد آینده نیست ، درباره گذشتگان ، حسد ها و کینه ها تحریک نمی گردد ، و افراد سود جو و شهرت طلب نمی توانند از آن سوء استفاده کنند ، ولی بردن نام آیندگان این محظور را دارد.
آیا شما فکر می کنید که تنها ذکر نام ، دردی را دوا می کند ؟ آیا فکر می کنید که اگر نام امام زمان (علیه السلام) در قرآن برده می شد ، امکان نداشت که در طول تاریخ ، شیادان و افراد شهرت طلب آنان سوء استفاده نکنند ، یا افرادی روی غرض های خاط ، وجود او را انکار نمایند ؟ تجربه تاریخی نشان داده است که اگر هم در قرآن صراحتا نام آن حضرت برده می شد ، باز در طول تاریخ ، شیادان و مدعیان دروغین مهدویت پیدا می شدند و نام خود را امام زمان و مهدی موعود می گذاشتند ، تا از آب گل آلود ماهی بگیرند و از نام او و انتظار مردم استفاده نادرست کنند. مگر خدا نام پیامبر (صلی الله علیه او آله وسلم) را در انجیل نبرده است ؟ ولی گروههای مغرض ، از آن بهره برداری ناجوانمردانه کردند.
بنابراین ، مساله مهم بیان خصوصیات دیگر آن حضرت است که افراد دل آگاه با شناخت آنها ، مهدی واقعی را از مدعیان قلابی مهدویت باز شناسند.
پی نوشت ها:
1.حاکم نیشابوری، ابوعبدالله، مستدرک: ج ۱، ص ۱۰۸- ۱۰۹؛ ابن ماجه قزوینی، سنن: ج ۱، ص ۶، ح ۱۲؛ دارمی، عبدالله، سنن: ج ۱، ص ۱۱۷٫.
با توجه به مطالب اول لازم به ذکر است که مسئله ي نيابت به دو بخش تقسيم مي شود .
يکي نيابت خاص و ديگري نيابت عام. نائب خاص يعني اين که آن نائب مي تواند با حضرت ديدار داشته باشد و مسائل و مشکلات مردم را به حضرت برساند و آن ها را رفع کند . نيابت خاص بعد از توقيع آخري که از طرف حضرت به دست علي بن محمد سمري نائب آخر حضرت مي رسد بسته مي شود.« بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ اى على بن محمد سمرى خدا اجر برادرانت را در باره تو بزرک گرداند، تو در فاصله شش روز ديگر خواهى مرد کارهاى خود را جمع آورى کن و باحدى وصيت مکن که بجايت بنشيند» « کمال الدين و تمام النعمة ج2 516 45 باب ذکر التوقيعات الواردة عن القائم ع ..... ص : 482»
اما نائب عام لفظي است که به راويان احاديث «مراجع تقليد» داده مي شود . حضرت مهدي نائب خدا بر روي زمين و راويان حديث نائب آن حضرت در زمان غيبت کبري هستند. پس نمي توان به آيت الله خامنه اي اين لقب را داد که ايشان نائب خاص امام زمان (عج) هستند . و منظور از نیابت ایشان، نائب خاص نيست بلکه که ايشان نائب عام می باشند.
حال برای توجبه نیابت ایشان ، ابتدا باید شرایط و ویژگیهای لازم برای نیابت از معصومین (علیهم السلام) و رهبری در نظام اسلامی را به طور دقیق مورد شناسایی قرار داد.
شرایطی که در متون و منابع اسلامی مورد تاکید قرار گرفته ، عبارت است از:
1.صلاحیت علمی لازم برای افتا در ابواب مخلف فقه (فقاهت و اجتهاد)؛
2. عدالت و تقوای لازم برای رهبری امت اسلامی؛
3. بینش صحیح سیاسی و اجتماعی، تدبیر، شجاعت و مدیریت و قدرت کافی برای رهبری.
در محله بعد نوبت به تطبیق هر یک از شرایط به رهبر معظم انقلاب می رسد.
در اینجا به صورت خلاصه به پاره ای از ویژگیها و صلاحیت های حضرت آیت الله خامنه ای برای احراز منصب رهبری نظام، به نیابت از امام زمان( عج) اشاره شود:
یک. صلاحیت علمی
یکم: اجتهاد آیت الله خامنه ای از سوی بسیاری از مراجع وبزرگان از جمله حضرت امام (ره) از قبل تصدیق شده است.
دوم: همه رساله های عملیه نوشته اند که اگردو نفر عادل خبره به اجتهاد کسی شهادت دهند، اجتهاد او قبول است؛ این در حالی است که جامعه مدرسین حوزه علمیه قم - که مرکب از ده ها مجتهد مطلق و چندین مرجع تقلید است- ایشان را به مرجعیت پذیرفتند. همچنین در اساس نامه جامعه مدرسین آمده است: چیزی به عنوان نظر آن جامعه معتبر است که حداقل شانزده تن از اعضا آن را امضا کرده باشند. بنابراین اعلامیه جامعه مدرسین به این معنا است که حداقل شانزده تن از مجتهدان وخبرگان در فقه، ایشان را مرجع می دانند.
سوم: درس خارج مقام معظم رهبری که در آن بسیاری از فضلا شرکت کرده و همگی به وزانت علمی آن شهادت می دهند دلیل بر بینه علمی نیرومند و ملکه اجتهاد ایشان است. این توان علمی سابق بر رهبری وحتی ریاست جمهوری ایشان است، نه اینکه ایشان پس از رهبری درس خواند، وبه این رتبه از دانش رسیده باشد.
دو. صلاحیت اخلاقی( عدالت و تقوای لازم)
صلاحیت اخلاقی مقام معظم رهبری نیز از اموری است که در رفتار و عملکردهای فردی و اجتماعی ایشان از زمان کودکی، جوانی و مبارزات سیاسی و نیز مسئولیت های متعددی که در بعد از انقلاب در شرایط حساس داشته اند به روشنی قابل اثبات بوده و تمام اشخاصی که از نزدیک با معظم له در ارتباط اند گواه بر این مدعا هستند.
سه. توانایی های شخصی
در بند سوم اصل یکصد و نهم « بینش صحیح سیاسی و اجتماعی، تدبیر، شجاعت، مدیریت و قدرت کافی برای رهبری» از جمله شرایط و صفات رهبر دانسته شده است.
یکم: مقصود از «بینش صحیح سیاسی و اجتماعی » آن است که رهبر، آن چنان از مسائل و موضوعات و قضایای سیاسی اگاه باشد که بر آن اساس هم قادر به اداره امور جامعه باشد و هم در جهت گیری های ظریف بین المللی، تصمیمات بجا، شایسته و مفید به حال جامعه اتخاذ کند.
دوم: «مدیریت و تدبیر» عبارت از مجموعه استعداد هایی است که در شرایط خاص، در رهبری بارز و ظاهر می شود و او را در اجرای وظایف سنگین خود یاری می کند . کشف این استعدادها از جمله اموری است که در تعیین رهبر، به یقین باید موردتوجه خاص قرار گیرد.
سوم: « قدرت و شجاعت» نیز از جمله شرایطی است که یا از برجستگی های علمی و اخلاقی ناشی می شود ویا آنکه در زمره استعداد های درونی رهبر به شمار می رود. به هر حال مقام شامخ رهبری چنین مراتبی را می طلبد و به هنگام تعیین و انتخاب باید به این موضوع توجه جدی داشت.
مقام معظم رهبری تا کنون توانایی های فوق العاده ای در راستای رهبری و مدیریت جامعه خصوصا در مواقع بحرانی و سرنوشت ساز از خود بروز داده اند. از دیگر سو ایشان از بینش صحیح سیاسی و اجتماعی و قدرت و شجاعت بالایی برخوردار می باشند. این مهم با مروری به پیشینه مدیریتی ایشان در شورای انقلاب ، دوران ریاست جمهوری، سخت ترین شرایط ناشی از جنگ و محاصره های بین المللی، بیش از یک دهه رهبری نظام و با موفقیت بیرون آمدن از فراز و نشیب ها و مشکلات متعدد داخلی و بین المللی به خوبی قابل اثبات است.
آخرین مرحله ای که شایسته است مورد توجه قرار گیرد، انتخاب قانونی ایشان از سوی خبرگان رهبری است. این انگاره خود موثر از دو عامل است که هر کدام به تنهایی، مهم ترین دلیل بر شایستگی ایشان برای رهبری نظام اسلامی است:
1. دارا بودن شرایط لازم برای رهبری در حضرت آیت الله خامنه ای ،احراز این شرایط از سوی خبرگان، به عنوان بهترین وشایسته ترین فردی که قدرت و توانایی نظام را دارد. این مسئله از سوی اکثریت قاطع اعضای مجلس خبرگان تایید شد.
2. تاکید امام خمینی (ره) بر شایستگی آیت الله خامنه ای برای رهبری نظام؛ حضرت امام در موارد متعددی به شایستگی ایشان تصریح کرده اند.
با توجه به شرایط بیان شده برای نیابت و وجود و احراز این ویژگی ها در آیت الله خامنه ای می توان چنین بیان کرد که؛ آیت الله خامنه ای نائب عام امام زمان (عج) می باشند.
و...
پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله) بر مشروعیت اطاعت از سنت خود و پیروی از تبیین و تفسیرش از قرآن در همه اعصار تأکید کرده و وقوع تخلف در این امر را پیشبینی نموده و امت را از این تخلف و نافرمانی بر حذر داشته است. در این زمینه احادیثی با سندهای متعدد از پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله) نقل شده از جمله، این حدیث صحیح السند که میگوید: «لا أعرِفَنَّ الرّجلَ یأتیه الأمر مِن أمری، امّا أمرتُ به و إمّا نَهیتُ عَنْهُ فیقولُ: ما نَدْری ما هذا، عندنا کتابَ الله لَیس هذا فیه؛
نشناسم(کنایه از این که نباید چنین امری رخ دهد) مردی را که امری از من به وی رسد که یا به آن دستور داده و یا از آن نهی کرده باشم، پس بگوید: نمیدانم این چیست! نزد ما کتاب خداست در آن این امر به چشم نمیخورد[پس ملزم به اطاعت آن نیستیم].” (1)
خداوند در این پیروی و اطاعت از پیامبر اکرم (ص)، تفاوتی بین دستورها و تبیینهای رسولش نگذاشته است و هیچ مرزبندی در قرآن و روایات در این مورد، بین امور اعتقادی و غیراعتقادی فرعی نیست. از این رو کسی نمیتواند بهانه کند یا عذر بیاورد و بگوید: چون فلان مسأله جزو اعتقادات است(مثلاً مسأله امامت که یکی از ارکان مذهب شیعه است) باید در قرآن به صورت نص بیان میشد. به هر حال اطلاق پیروی از رسول خدا و تأکید فراوان بر آن مرزبندی را در هم میشکند؛ بلکه بعید است آن همه آیات و روایات در پیروی مطلق از رسول مکرّم اسلام(صلی الله علیه و آله) تنها در مورد پیروی از احکام فرعی باشد؛ چون برای هر کس روشن است که هرگز نمیتوان تنها با قرآن به دستورهای خدا در احکام فرعی، عمل کرد؛ چون قرآن جزئیات آنها را نگفته و نیازی هم به این همه تأکید ندارد.
کوتاه سخن آنکه خداوند نام ائمه اهل بیت را به صورت صریح در قرآن نیاورده و با بیان مفاهیم کلی تبیین آیات درباره مقام ولایت، عصمت و … اهل بیت را به عهده پیامبرش نهاده تا یکی از راههای آزمون این امت هموار شود و جوهره ایمان آنان در فرمانبرداری یا نافرمانی از پیامبر خدا، آشکار گردد. پیامبر خدا نیز بدون هیچ مدارا و کوتاهی آن را به انجام رسانده است.
پاسخ سوال اول:
اما د ر پاسخ به این سوال که چرا نام امام زمان (عج) در قرآن نیامده است تا هیچ ابهامی در وجودش باقی نماند ؟
می توان بیان داشت که: قرآن کریم برای معرفی شخصیتهای الهی از سه راه وارد می شود ، و در هر موردی طبق مصالحی از شیوه خاصی پیروی می کند. گاهی معرفی با اسم ، گاهی معرفی با عدد ، و گاهی نیز معرفی با صفت.
اگر نام حضرت مهدی (علیه السلام)در قرآن نیست ، ولی صفات و خصوصیات حکومت او در قرآن وارد شده است.
اصولا قرآن در معرفی افراد ، مصالح عالی را در نظر می گیرد . گاهی مصالح ایجاب می کند تنها به صفات افراد بپردازد ، چنان که درباره حضرت مهدی علیه السلام جریان از این قرار است که :
اولا : تشکیل چنین حکومتی ، در مواردی صریحا و در موارد دیگر به طور اشاره در قرآن وارد شده است. آیاتی که در سوره توبه و صف از انتشار و گسترش اسلام در سطح جهانی نوید می دهد ، مانند : « تا آن را بر همه ادیان پیروز سازد » ، اشاره به تشکیل این حکومت است. زیرا مفسران گویند : مضمون این آیه را که پیشگویی از گسترش فراگیر و همه جانبه اسلام در سطح جهان است ، هنوز تحقق نپذیرفته است.
از این گذشته ، در آیه 106 سوره انبیاء می فرماید : ما پس از ذکر در زبور نوشتیم که بندگان شایسته من ، وارث زمین خواهند بود . آیه شریفه نوید می دهد که صالحان ، وارثان زمین خواهند بود و حکومت جهان را به دست خواهند گرفت . و به اتفاق تاریخ بشر ، هنوز این وعده الهی تحقق نپذیرفته است.
ثانیا : اگر نام اصلی امام زمان علیه السلام را نبرده ، به خاطر مصلحتی است که برای اهل فضل و درک مخفی نمی باشد ، زیرا به همان علت که نام امام علی علیه السلام را نبرده ، نام آن حضرت را نیز ذکر ننموده است. اگر نام این پیشوایان گرامی را می برد ، کینه های دیرینه بدر و احد و حنین بار دیگر زنده می شد ، ولذا مطلب را به صورت کلی مطرح کرده و فرموده است : بندگان شایسته من ، وارث زمین خواهند بود. نام بردن از گذشتگان ، مانند لقمان و ذی القرنین ، قابل قیاس با افراد آینده نیست ، درباره گذشتگان ، حسد ها و کینه ها تحریک نمی گردد ، و افراد سود جو و شهرت طلب نمی توانند از آن سوء استفاده کنند ، ولی بردن نام آیندگان این محظور را دارد.
آیا شما فکر می کنید که تنها ذکر نام ، دردی را دوا می کند ؟ آیا فکر می کنید که اگر نام امام زمان (علیه السلام) در قرآن برده می شد ، امکان نداشت که در طول تاریخ ، شیادان و افراد شهرت طلب آنان سوء استفاده نکنند ، یا افرادی روی غرض های خاط ، وجود او را انکار نمایند ؟ تجربه تاریخی نشان داده است که اگر هم در قرآن صراحتا نام آن حضرت برده می شد ، باز در طول تاریخ ، شیادان و مدعیان دروغین مهدویت پیدا می شدند و نام خود را امام زمان و مهدی موعود می گذاشتند ، تا از آب گل آلود ماهی بگیرند و از نام او و انتظار مردم استفاده نادرست کنند. مگر خدا نام پیامبر (صلی الله علیه او آله وسلم) را در انجیل نبرده است ؟ ولی گروههای مغرض ، از آن بهره برداری ناجوانمردانه کردند.
بنابراین ، مساله مهم بیان خصوصیات دیگر آن حضرت است که افراد دل آگاه با شناخت آنها ، مهدی واقعی را از مدعیان قلابی مهدویت باز شناسند.
پی نوشت ها:
1.حاکم نیشابوری، ابوعبدالله، مستدرک: ج ۱، ص ۱۰۸- ۱۰۹؛ ابن ماجه قزوینی، سنن: ج ۱، ص ۶، ح ۱۲؛ دارمی، عبدالله، سنن: ج ۱، ص ۱۱۷٫.
با توجه به مطالب اول لازم به ذکر است که مسئله ي نيابت به دو بخش تقسيم مي شود .
يکي نيابت خاص و ديگري نيابت عام. نائب خاص يعني اين که آن نائب مي تواند با حضرت ديدار داشته باشد و مسائل و مشکلات مردم را به حضرت برساند و آن ها را رفع کند . نيابت خاص بعد از توقيع آخري که از طرف حضرت به دست علي بن محمد سمري نائب آخر حضرت مي رسد بسته مي شود.« بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ اى على بن محمد سمرى خدا اجر برادرانت را در باره تو بزرک گرداند، تو در فاصله شش روز ديگر خواهى مرد کارهاى خود را جمع آورى کن و باحدى وصيت مکن که بجايت بنشيند» « کمال الدين و تمام النعمة ج2 516 45 باب ذکر التوقيعات الواردة عن القائم ع ..... ص : 482»
اما نائب عام لفظي است که به راويان احاديث «مراجع تقليد» داده مي شود . حضرت مهدي نائب خدا بر روي زمين و راويان حديث نائب آن حضرت در زمان غيبت کبري هستند. پس نمي توان به آيت الله خامنه اي اين لقب را داد که ايشان نائب خاص امام زمان (عج) هستند . و منظور از نیابت ایشان، نائب خاص نيست بلکه که ايشان نائب عام می باشند.
حال برای توجبه نیابت ایشان ، ابتدا باید شرایط و ویژگیهای لازم برای نیابت از معصومین (علیهم السلام) و رهبری در نظام اسلامی را به طور دقیق مورد شناسایی قرار داد.
شرایطی که در متون و منابع اسلامی مورد تاکید قرار گرفته ، عبارت است از:
1.صلاحیت علمی لازم برای افتا در ابواب مخلف فقه (فقاهت و اجتهاد)؛
2. عدالت و تقوای لازم برای رهبری امت اسلامی؛
3. بینش صحیح سیاسی و اجتماعی، تدبیر، شجاعت و مدیریت و قدرت کافی برای رهبری.
در محله بعد نوبت به تطبیق هر یک از شرایط به رهبر معظم انقلاب می رسد.
در اینجا به صورت خلاصه به پاره ای از ویژگیها و صلاحیت های حضرت آیت الله خامنه ای برای احراز منصب رهبری نظام، به نیابت از امام زمان( عج) اشاره شود:
یک. صلاحیت علمی
یکم: اجتهاد آیت الله خامنه ای از سوی بسیاری از مراجع وبزرگان از جمله حضرت امام (ره) از قبل تصدیق شده است.
دوم: همه رساله های عملیه نوشته اند که اگردو نفر عادل خبره به اجتهاد کسی شهادت دهند، اجتهاد او قبول است؛ این در حالی است که جامعه مدرسین حوزه علمیه قم - که مرکب از ده ها مجتهد مطلق و چندین مرجع تقلید است- ایشان را به مرجعیت پذیرفتند. همچنین در اساس نامه جامعه مدرسین آمده است: چیزی به عنوان نظر آن جامعه معتبر است که حداقل شانزده تن از اعضا آن را امضا کرده باشند. بنابراین اعلامیه جامعه مدرسین به این معنا است که حداقل شانزده تن از مجتهدان وخبرگان در فقه، ایشان را مرجع می دانند.
سوم: درس خارج مقام معظم رهبری که در آن بسیاری از فضلا شرکت کرده و همگی به وزانت علمی آن شهادت می دهند دلیل بر بینه علمی نیرومند و ملکه اجتهاد ایشان است. این توان علمی سابق بر رهبری وحتی ریاست جمهوری ایشان است، نه اینکه ایشان پس از رهبری درس خواند، وبه این رتبه از دانش رسیده باشد.
دو. صلاحیت اخلاقی( عدالت و تقوای لازم)
صلاحیت اخلاقی مقام معظم رهبری نیز از اموری است که در رفتار و عملکردهای فردی و اجتماعی ایشان از زمان کودکی، جوانی و مبارزات سیاسی و نیز مسئولیت های متعددی که در بعد از انقلاب در شرایط حساس داشته اند به روشنی قابل اثبات بوده و تمام اشخاصی که از نزدیک با معظم له در ارتباط اند گواه بر این مدعا هستند.
سه. توانایی های شخصی
در بند سوم اصل یکصد و نهم « بینش صحیح سیاسی و اجتماعی، تدبیر، شجاعت، مدیریت و قدرت کافی برای رهبری» از جمله شرایط و صفات رهبر دانسته شده است.
یکم: مقصود از «بینش صحیح سیاسی و اجتماعی » آن است که رهبر، آن چنان از مسائل و موضوعات و قضایای سیاسی اگاه باشد که بر آن اساس هم قادر به اداره امور جامعه باشد و هم در جهت گیری های ظریف بین المللی، تصمیمات بجا، شایسته و مفید به حال جامعه اتخاذ کند.
دوم: «مدیریت و تدبیر» عبارت از مجموعه استعداد هایی است که در شرایط خاص، در رهبری بارز و ظاهر می شود و او را در اجرای وظایف سنگین خود یاری می کند . کشف این استعدادها از جمله اموری است که در تعیین رهبر، به یقین باید موردتوجه خاص قرار گیرد.
سوم: « قدرت و شجاعت» نیز از جمله شرایطی است که یا از برجستگی های علمی و اخلاقی ناشی می شود ویا آنکه در زمره استعداد های درونی رهبر به شمار می رود. به هر حال مقام شامخ رهبری چنین مراتبی را می طلبد و به هنگام تعیین و انتخاب باید به این موضوع توجه جدی داشت.
مقام معظم رهبری تا کنون توانایی های فوق العاده ای در راستای رهبری و مدیریت جامعه خصوصا در مواقع بحرانی و سرنوشت ساز از خود بروز داده اند. از دیگر سو ایشان از بینش صحیح سیاسی و اجتماعی و قدرت و شجاعت بالایی برخوردار می باشند. این مهم با مروری به پیشینه مدیریتی ایشان در شورای انقلاب ، دوران ریاست جمهوری، سخت ترین شرایط ناشی از جنگ و محاصره های بین المللی، بیش از یک دهه رهبری نظام و با موفقیت بیرون آمدن از فراز و نشیب ها و مشکلات متعدد داخلی و بین المللی به خوبی قابل اثبات است.
آخرین مرحله ای که شایسته است مورد توجه قرار گیرد، انتخاب قانونی ایشان از سوی خبرگان رهبری است. این انگاره خود موثر از دو عامل است که هر کدام به تنهایی، مهم ترین دلیل بر شایستگی ایشان برای رهبری نظام اسلامی است:
1. دارا بودن شرایط لازم برای رهبری در حضرت آیت الله خامنه ای ،احراز این شرایط از سوی خبرگان، به عنوان بهترین وشایسته ترین فردی که قدرت و توانایی نظام را دارد. این مسئله از سوی اکثریت قاطع اعضای مجلس خبرگان تایید شد.
2. تاکید امام خمینی (ره) بر شایستگی آیت الله خامنه ای برای رهبری نظام؛ حضرت امام در موارد متعددی به شایستگی ایشان تصریح کرده اند.
با توجه به شرایط بیان شده برای نیابت و وجود و احراز این ویژگی ها در آیت الله خامنه ای می توان چنین بیان کرد که؛ آیت الله خامنه ای نائب عام امام زمان (عج) می باشند.
و...
+ نوشته شده در شنبه ۲۵ دی ۱۳۸۹ ساعت 16:57 توسط محمد حق شناس
|
آقای خامنه ای سلام ...